|
|
0.0 (0)
[1400/02/11]

اسرائیل پس از ۷ دهه ظلم و تجاوزگری در کجای معادلات منطقه قرار دارد؟  

نقطه پایان اسرائیل چگونه رقم خواهد خورد: استعمار، روند اشغال فلسطین، انقلاب اسلامی و فرایند فروپاشی اسرائیل 

اسرائیل پس از ۷ دهه ظلم و تجاوزگری در کجای معادلات منطقه قرار دارد؟

شنبه 11 اردیبهشت 1400

نقطه پایان اسرائیل چگونه رقم خواهد خورد: استعمار، روند اشغال فلسطین، انقلاب اسلامی و فرایند فروپاشی اسرائیل 

جلوگیری از تجدید حیات تمدن اسلامی و تداوم سیطره بر منابع ثروت منطقه ایجاب می کند تا استعمار در منطقه نفوذی پایدار داشته باشد. وجود یک رژیم پادگانی می تواند در گسترش این نفوذ کمک کند. لوید جرج نخست وزیر وقت بریتانیا در این ارتباط می گوید: تشکیل یک پادگان مستعمره یهودی نشین در فلسطین برای منافع بریتانیا حیاتی است.

مقدمه؛

پدیدار شدن رژیم صهیونیستی در جغرافیای جهان اسلام بر اساس یک طرح استعماری و با استفاده ابزاری از جامعه یهود با هدف سلطه بر جهان اسلام به عنوان مقدمه ای برای بسط شرایط حاکمیتی سلطه طلبانه خود، بر تمام جهان بوده است. در گزارش زیر به اختصار و گذرا به روند اشغال فلسطین؛ شامل اهداف؛ روش ؛ رفتار جنایتکارانه مبتنی بر اشغال و همچنین تاریخ مقاومت و مبارزات ملت فلسطین و ملل منطقه در مقابل این طرح استعماری؛ اشاره شده است.

ویژگی های خاورمیانه:

خاستگاه تمدن بشری: یافته های باستان شناسی تاکید دارد تمدن بشری از منطقه خاورمیانه آغاز شده است دانشمندان معتقدند این عقبه تمدنی به عنوان یک صفت مطالبه گری در جوامع برای نقش آفرینی در نظام بین الملل موثر است. 

خاستگاه ادیان الهی: ریشه همه ادیان الهی و خصوصا سه دین اسلام، یهود و مسیحی در منطقه خاورمیانه قرار دارد. ادیان الهی در پی تحقق حکومت الهی و فراگیر مبتنی بر عدل هستند و این موضوع با منافع قدرت های استعماری در تضاد است.

موقعیت ژئوپلیتکی: خاورمیانه محل اتصال سه قاره آسیا، اروپا و افریقا است و به همین دلیل از اهمیت راهبردی بسیار بالایی برخوردار است.

راه های ارتباطی مهم: مهمترین راه های ارتباطی جهان مانند آبراهه های هرمز، باب المندب، سوئز، بسفر، داردانل، همچنین راه تاریخی ابریشم در منطقه خاور میانه قرار دارد.

منابع انرژی: منطقه خاور میانه بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان را در خود جای داده است که یک ثروت هنگفت است. صنایع قدرت های اقتصادی جهان به شدت نیازمند نفت و گاز منطقه هستند.

معادن زیر زمینی: خاورمیانه به لحاظ دارا بودن معادن نیز بسیار غنی است، سولفات، آهن، منیزیم ، روی و غیره به عنوان یکی دیگر از منابع ثروت منطقه و مورد نیاز اقتصاد جهانی است.

محل تشکیل حکومت جهانی ادیان: بر اساس آموزه های ادیان الهی حکومت جهانی الهی که مبتنی بر عدل است و با ظهور آخرین منجی آسمانی ( مهدی، ماشی، مسیح ، سوشیانت) شروع خواهد شد با مرکزیت خاور میانه خواهد بود.

اهداف استعمار در منطقه:

تسلط بر آبراهه های منطقه  

تنگه هرمز: آبراهه ای میان ایران و عمان که خلیج فارس را به دریای عمان پیوند می دهد و یکی از مهمترین آبراهه های جهان محسوب می شود. روزانه حدود ٪50نفت مورد نیاز جهان از این آبراهه صادر می شود.

باب المندب: آبراهه ای میان کشور آسیایی یمن و کشورهای افریقایی اریتره و جیبوتی و در جنوب دریای سرخ است که این دریا را به خلیج عدن و دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می دهد. از گذشته های دور محل تردد کشتی های تجاری و نظامی بوده است. با ایجاد کانال سوئز اهمیت این آبراهه افزایش یافته است.

کانال سوئز: آبراهه ای در شبه جزیره سیناء (متعلق به کشور مصر) که در سال 1869 میلادی ایجاد شد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه پیوند می دهد. این آبراهه سریعترین مسیر کشتی رانی اروپا و آسیا است و در حال حاضر بیش از 7% تجارت جهانی از این کانال انجام می شود. تا پیش از حفر سوئز کشتی ها تجاری اروپا می بایست قاره آفریقا را دور می زدند تا به اقیانوس هند برسند.

تنگه بسفر: آبراهه ای که دریای سیاه را به دریای مدیترانه پیوند می دهد. این تنگه قاره آسیا را از اروپا جدا می کند و همچنین کشور ترکیه را به دو بخش آسیایی و اروپایی تقسیم می کند.

آبراهه داردانل در شمال غربی ترکیه واقع است و دو دریای اژه و مرمره را به هم پیوند می دهد. در واقع کشتی ها برای رسیدن به دریای سیاه و بالعکس ناگزیر از عبور از این آبراهه هستند.

تسلط بر منابع انرژی منطقه

نفت: منطقه خاورمیانه بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در خود جای داده است. ذخایر نفت به عنوان یک کالای استراتژیک در خاورمیانه بیش از 73% نفت جهان تخمین زده می شود. روزانه حدود50% نفت مورد نیاز جهان از این منطقه تامین می شود.

گاز: گاز در کنار نفت به عنوان یک کالای بسیار با ارزش و استراتژیک محسوب می شود که در خاور میانه ذخایر بزرگی از آن وجود دارد و در برخی کشورها مانند قطر مهمترین منبع درآمد محسوب می شوند.

معادن: منطقه خاورمیانه سرشار از منابع معدنی مانند سنگ آهن، منگزیم، پتاسیم،گوگرد و غیره است که در اقتصاد جهانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

فروپاشی امپراطوری عثمانی

امپراطوری که حدود 500 سال در جغرافیایی شامل ترکیه، سوریه، لبنان، عراق، فلسطین، اردن، شبه جزیره عربستان، مصر، لیبی، سودان، مراکش، صربستان، اکراین، کرواسی، بوسنی و هرزه گوین و غیره  بود و در سطح جهانی به عنان یک رقیب جدی و خطرناک برای استعمار انگلیس و در کل قدرت های اروپایی محسوب می شد. با توجه به قرار گرفتن همه  آبراهه های مهم منطقه(به غیر از تنگه هرمز) در کنترل این امپراطوری تجارت کشورهای اروپایی خصوصا در حوزه ادویه و ابریشم و پنبه با مشکلات و هزینه های بالایی همراه بود.

جلوگیری از شکل گیری مجدد تمدن اسلامی

استعمار غرب همواره نگران از شکل گیری مجدد تمدن اسلامی است. تمدن اسلامی در قالب چندین حکومت در حوزه های مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی از غرب پیشی گرفته بود. آخرین مورد آن امپراطوری عثمانی بود که تا قلب اروپا نفوذ کرده بود. بر این اساس جلوگیری از تجدید تمدن اسلامی به عنوان یک اولویت برای استعمار غرب همواره مطرح بوده است. 

گسترش و تعمیق نفوذ غرب در منطقه

جلوگیری از تجدید حیات تمدن اسلامی و تداوم سیطره بر منابع ثروت منطقه ایجاب می کند تا استعمار در منطقه نفوذی پایدار داشته باشد. جدای از حکومت های دست نشانده و وابسته، وجود یک رژیم پادگانی می تواند در گسترش این نفوذ کمک کند. لوید جرج نخست وزیر وقت بریتانیا در این ارتباط می گوید: تشکیل یک پادگان مستعمره یهودی نشین در فلسطین برای منافع بریتانیا حیاتی است.

بسط هژمونی جهانی غرب

با توجه به ویژگی های منطقه خاورمیانه مانند موقعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن منابع انرژی و معادن و غیره، استعمار این منطقه را هارتلند یا قلب جهان نامگذاری کرده است و تاکید دارد سلطه بر این منطقه مساوی با تحمیل اراده استعمار بر کل جهان است.

ظرفیت هایی برای مداخله و تاثیر گذاری استعمار در منطقه

کثرت و پراکندگی اقوام: اقوام مختلفی در خاور میانه زندگی می کنند. فارس، کرد، لر، عرب، بلوچ، تاجیک، ترک، آذری،  و غیره. این تنوع اقوام و پراکندگی آنها در محیط جغرافیایی را استعمار به عنوان زمینه ای برای تفرقه و تفکیک در نظر گرفته است.

تنوع دینی: در خاورمیانه پیروان ادیان مختلف حضور دارند. اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشتی، مندایی و غیره. استعمار این تنوع دینی را به عنوان فرصتی جهت مداخله در منطقه نگاه می کند.

تنوع مذهبی: خاورمیانه از تکثر مذهبی زیادی برخوردار است. خصوصا این تنوع در میان پیروان سه دین ابراهیمی بسیار زیاد و زمینه ای برای مداخله خارجی و اختلاف افکنی و درگیری های مذهبی محسوب می شود.

سابقه اختلاف و درگیری بر مبنای قوم گرایی و مذهب: تاریخ خاورمیانه درگیری های قومی و مذهبی را در خود جای داده است. این درگیری های نوعی بی اعتمادی و دشمنی را در میان برخی از پیروان این مذاهب نهادینه کرده است.

توزیع منابع ثروت:

برخی کشورها به لحاظ منابع ثروت بسیار غنی هستند مانند عربستان، امارات متحده عربی، قطر، عمان، کویت و برخی دیگر جزو کشورهای فقیر محسوب می شوند مانند اردن، و یمن. این توزیع نابرابر ثروت زمینه ای  برای مداخله قدرت های خارجی در منطقه به شمار می آید.

ترسیم حدود جغرافیایی و محدودیت های دسترسی:

مرزهای کشورها به گونه ای ترسیم شده است که برخی کشورها دارای محدودیت هایی برای دسترسی به کشورهای دیگر جهان داشته باشند. این محدودیت ها موجد ناامنی در سطح منطقه شده است.

تمنای قدرت و حاکمیت در برخی اقوام و طوایف:

برخی از اقوام و طوایفی که در سطح منطقه حضور دارند با تحریک قدرت های خارجی مطالبه جدا شدن از کشور مادر و تشکیل یک کشور خاص قومیتی را مطرح می کنند.

اقدامات استعمار در راستای اهداف

فرستادن جاسوسان به منطقه جهت شناخت بیشتر جوامع جهت برنامه ریزی برای نفوذ تحت عنوان مستشرق.

فرستان افراد برای نفوذ در ساختار سیاسی و اجتماعی جوامع منطقه تحت عناوینی چون پزشک، مربی نظامی، تولید کننده سلاح و غیره

یار گیری از میان اقوام مختلف و ساختار سیاسی برای پیشبرد اهداف، خصوصا از طریق وام دادن به شاهزادگان و درباریان

تحریک حکومت های منطقه برای تقابل با یکدیگر با هدف تضعیف نظامیو اقتصادی جوامع مانند تحریک ایران دوره صفوی به جنگ با عثمانی

تحریک قومیت های مختلف درون حکومت ها برای جدا شدن از حکومت مرکزی و تجزیه کشورها مانند جدا کردن افغانستان و بحرین از ایران

سازماندهی شورش های داخلی علیه قدرت ها مانند شورش اعراب علیه امپراطوری عثمانی

حمله نظامی به کشورهای منطقه جهت تضعیف، سرنگونی و تجزیه و نهایتا تحت استعمار درآوردن آنها

تعریف مرزهای جغرافیایی دارای بحران با هدف مدیریت و استمرار تقابل حکومت های شکل گرفته که موجب وابستگی بیشتر آنها به استعمار می شود

برنامه ریزی و سازماندهی یهودیان اروپا جهت خروج از آن قارهو مهاجرت به فلسطین تحت پروژه صهیونیسم

کمک به اشغال فلسطین از سوی یهودیان و حذف ظرفیت های مقاومت در جامعه فلسطین توسط دولت نظامی انگلیس

کمک به تاسیس دولت یهودی در فلسطین و سازماندهی برای استمرار حمایت های سیاسی، نظامی، اقتصادی جهت ادامه حیات اسرائیل

اسرائیل از تئوری تا تاسیس

مدیریت جنبش صهیونیستی

از سال 1880 که نخستین جنبش صهیونیستی در اروپا تحت عنوان دوستداران صهیون شکل گرفت؛ استعمار مجموعه ای از اقدامات را برای ایجاد یک دولت پادگانی از یهودیان در فلسطین را در دستور کار قرار داد: سازمان دهی یهودیان اروپا در جنبش صهیونیستی- افزایش فشار به جوامع یهودی برای مهاجرت از اروپا در پروژه یهود ستیزی – تشکیل آژانس یهود و صندوق ملی یهود با نام کرن کایمت- انتقال یهودیان به فلسطین در دوره های زمانی مختلف – ایجاد مجتمع های کشاورزی و صنعتی یهود در فلسطین

مدیریت فروپاشی امپراطوری عثمانی

مدیریت جنگ های متعدد با امپراطوری عثمانی (جنگ های روسیه با عثمانی – جنگ های ایران باعثمانی- جنگ های انگلیس با عثمانی – جنگ های فرانسه با عثمانی)

مدیریت شورش های داخلی علیه عثمانی (شورش عرب ها به رهبری شریف حسین- نفوذ یهودیان دونمه در ارکان سیاسی؛ نظامی و اقتصادی ترکیه که بعدها منجر به شورش ترک های جوان و سقوط عبدالحمید دوم شد)

راه اندازی جنگ اول جهانی و سازمان دهی حملات گسترده به سرزمین های عثمانی و همزمان سازمان دهی شورش های داخلی

طرح تجزیه امپراطوری عثمانی در سال 1916 که به قرارداد سایکس – پیکو مشهور شد میان فرانسه و انگلیس

اعلام رسمی طرح استعمار برای ایجاد دولت پادگان یهودی در فلسطین با اعلامیه وزارت خارجه انگلیس موسوم به اعلامیه بالفور مبنی بر موافقت انگلیس با تشکیل یک وطن یهودی در فلسطین در سال 1917

استقرار حکومت نظامی انگلیس بر فلسطین پس از بیرون راندن حاکمان عثمانی توسط شورشیان عرب به رهبری شریف حسین حدود یک ماه پس از اعلامیه بالفور

تشکیل دولت صهیونیستی در فلسطین

تعیین قیمومیت انگلیس بر فلسطین با ماموریت تحقق اعلامیه بالفورتوسط جامعه ملل متحد و معرفی یک نظامی یهودی انگلیس به نام هربرت ساموییل به عنوان رییس دولت سرپرست انتقال گسترده یهودیان به فلسطین و مصادره و واگذاری تدریجی زمین های فلسطینیان به یهودیان و همزمان سرکوب اعتراضات فلسطینیان (قیام براق- قیام شیخ عزالدین قسام و...) و آموزش و تجهیز نظامی گروه های تروریستی یهودی مانند ارگون؛ هاگانا؛ پالماخ و اشترن توسط دولت سرپرست

(هربرت ساموئیل)

تصویب قطعنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل متحد مشهور به قطعنامه تقسیم فلسطین. بر اساس این قطعنامه فلسطین به سه منطقه یهودی نشین( ۵۵٪)، فلسطینی نشین (۴۲٪ ) و منطقه تحت کنترل جامعه بین المللی یعنی بیت المقدس( ۳٪) تقسیم شد. این در حالی بود که فلسطینیان بیش از دو سوم جمعیت فلسطین را تشکیل می دادند و در بسیاری از مناطقی که یهودی نشین معرفی شده بود، یا اساسا یهودی سکونت نداشت و یا در اقلیت بودند.

در سال 1948انگلیس قیمومیت بر فلسطین را پایان یافته اعلام می کند. این در حالی است که حجم زیادی از تسلیحات و تجهیزات نظامی را به همراه نظامیان کارآزمده یهودی ارتش انگلیس در فلسطین باقی ماندند همین افراد با سازمان های تروریستی صهیونیستی ارگون: هاگانا؛ پالماخ و اشترن؛ ارتش صهیونیستی را بنیان نهادند.

همزمان با خروج انگلیس از فلسطین؛ بن گوریون که بعد اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی شد؛ تاسیس اسراییل را اعلام و دستور حمله به شهرها و روستاهای فلسطینی را صادر کرد که با قتل عام وسیع فلسطینیان و آوارگی 800 هزار نفر همراه بود.

اقدامات اشغالی و تثبیتی

-کمتر از چند ساعت بعد از اعلام تاسیس دولت صهیونیستی برخی قدرت های استعماری مانند امریکاو شوروی؛ اسراییل را به رسمیت شناختند این در حالی بود که صهیونیست ها بر کمتر از ۵٪ درصد جغرافیای فلسطین کنترل داشتند!

-ارتش صهیونیستی با هدف گسترش مناطق اشغالی و تخلیه شهرها و روستا ها از جمعیت فلسطینی قتل عام های سازمان یافته را در پیش گرفت که جنایات دیر یاسین و کفر قاسم نمونه های مشهور آن محسوب می شود.

-بنیاد رژیم صهیونیستی بر جنگ نهاده شده است و طی سال های 1948؛ 1949؛ 1956؛1967؛1968؛1969؛1973؛ 1981؛1982 وارد جنگ ها و درگیری هایی با کشورهای لبنان؛ مصر سوریه واردن و گروه های مختلف فلسطینی شده است و در این فرایند با حمایت های سیاسی؛ نظامی و تسلیحاتی که از قدرت های استعماری دریافت می کرد موفق شد کل جغرافیای فلسطین و بخش هایی از سوریه و لبنان را نیز اشغال کند.

-نتیجه این دوره از اقدامات شکاف در جهان عرب؛ خارج شن مصر از جبهه مخالف اسراییل با امضا قرارداد سازش کمپ دیوید در سال 1978 و ناامیدی گروه های مبارز فلسطینی که مبتنی بر تفکرات چپ و مارکسیستی و ناسیونالیستی بودند؛ از پیروزی و آغاز عقب نشینی گام به گام از عرصه مبارزه گری و ورود به مرحله تسلیم پذیری در مقابل دشمن صهیونیستی است.

فروپاشی اسرائیل از تئوری تا کنون

انقلاب اسلامی ایران و طرح اولویت فلسطین

-انقلاب اسلامی در ایران در سال 1979به پیروزی می رسد. سفارت اسرائیل در ایران برچیده شده و نخستین سفارت فلسطین در جهان در تهران با حضور یاسر عرفات رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین، افتتاح می شود و شعار اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود به عنوان راهبرد انقلاب اسلامی در سیاست منطقه ای ایران مطرح می شود.

- پدیدار شدن جنبش های نوین مقاومتی با الهام از انقلاب اسلامی و با تاکید بر آموزه های اسلامی در فلسطین و منطقه : جهاد اسلامی فلسطین- جنبش مقاومت فلسطین حماس – حزب الله لبنان از جمله این جنبش ها هستند و البته برخی جنبش های چپ منطقه ای نیز به اصلاحات عقیدتی دست زدند.

- استعمار در واکنش به موج استقبال از انقلاب اسلامی و گسترش جنبش های اسلامی در فلسطین و منطقه در گام نخست؛ جنگ حزب بعث عراق علیه ایران را مدیریت کرد و با تبلیغات وسیعی آن را یک جنگ مذهبی و قومی معرفی کرد تا اولویت فلسطین را از عرصه سیاسی ایران خارج کرده و در گام بعدی با قرارداد اسلو شکاف در جامعه فلسطینی و ممانعت از گسترش مقاومت اسلامی در فلسطین را هدف گذاری کرد. اما ایران همچنان آرمان فلسطین را به عنوان اولویت حفظ کرد و با آموزش و سازمان دهی جوانان لبنانی؛ یک جریان قدرتمند مقاومتی در لبنان را پایه گذاری کرد که اسراییل را وادار به خروج از لبنان کرد.

- در عرصه فلسطین هم دو انتفاضه فراگیر شکل گرفت( 1987 و 2000) و برآیند این دو انتفاضه خروج اسراییل از غزه و پایان 38 سال اشغال این منطقه در سال 2006 و مطرح شدن مقاومت غزه به عنوان یک نیروی بازدارنده است. با پیروزی حماس در انتخابات فلسطین مقاومت به عنوان یک جریان مشروع در مقابل جریان سازش اسلو مشروعیت مردمی و انتخابی نیز پیدا کرد.

جنگ های فروپاشی

- ارتش رژیم صهیونیستی با توجه به تقویت و نوسازی مستمری که از سوی استعمار می شود همواره به عنوان مهمترین ابزار پیشبرد اهداف اشغالگرانه مطرح بود اما این ارتش از سال 2006 میلادی کارآمدی خود را در مقابل محور مقاومت از دست داد. محور مقاومت با ابداع جنگ نامتقارن عملا برتری تسلیحاتی و تجهیزاتی ارتش اسراییل را به چالش کشید و آن را در رسیدن به اهداف جنگی ناکام گذاشت. جنگ 33 روزه لبنان نقطه آغاز این فروپاشی نظامی بود و جنگ های سه گانه با غزه در سال های 2008 – 2012 و 2014  روایتگرناکامی ماشین جنگی اسراییل در اشغال مجدد غزه و نیز ظهور مقاومت غزه به عنوان یک قدرت بازدارنده و موثر بود.

تلاش برای مهار و حذف مقاومت

- موج بیداری اسلامی در جوامع عربی و ناتوانی رهبران سیاسی و مردمی این جوامع در اتحاد فراگیر و سهم خواهی های جریانی؛ فرصتی ایجاد کرد تا استعمار با فعال سازی تروریسم تکفیری هزینه های مقاومت در منطقه را افزایش داده و فلسطین را از اولویت جهان اسلامی خارج سازد. اما محور مقاومت هوشیارانه به کمک عراق و سوریه در جنگ با تروریسم تکفیری ورود کرد و عملا این طرح خطرناک استعماری را تضعیف و به سمت نابودی سوق داد و همزمان اولویت فلسطین را هم حفظ کرد.

-افزایش فشارها به ایران به بهانه فعالیت های هسته ای  تحریم و منزوی کردن آن؛ راهکار دیگر استعمار برای حذف مقاومت در منطقه بود. اما ایران با مدیریت پرونده هسته ای و توافق هسته ای عملا بخشی از اهداف استعمار یعنی منزوی سازی ایران در عرصه بین الملل را خنثی کرد و با انتخاب راهکار اقتصاد مقاومتی؛ استعمار را در نیل به بسیاری از اهداف در تحریم ایران ناکام گذاشت.

-افزایش تحرکات نظامی برای تحدید فعالیت های نظامی ایران در خلیج فارس و منطقه از دیگر سیاست های استعمار با کمک اسراییل و برخی رژیم های وابسته منطقه بود: حمله اسراییل به پایگاه T4 سوریه که به شهادت تعدادی از نیروهای ایران منجر شد با پاسخ موشکی سنگین به 40 پایگاه مهم اسراییل در بلندی های جولان همراه شد. تجاوز هوایی امریکا به آب های سرزمینی ایران در خلیج فارس با واکنش فوری و سرنگونی پهباد متجاوز گرانقیمت امریکا همراه شد. توقیف نفتکش ایرانی در جبل طارق توسط انگلیس با توقیف نفت کش انگلیسی در خلیج فارس همراه شد. ترور سردار سپهبد قاسم سلیمانی در عراق توسط امریکا با حمله موشکی سنگین ایران به بزرگترین و مهمترین پایگاه منطقه ای امریکا در منطقه یعنی عین الاسد پاسخ داده شد. در واقع ایران این پیام را به استعمار ارسال کرده است که محور مقاومت به رهبری ایران راهبرد انگشت بر ماشه را برگزیده است و این سیاست در ضمن امیدی در دل جوامع اسلامی ایجاد کرده است و منطقه به سمت خیزش های فراگیر مقاومتی حرکت کرده است و همین مساله موجب شده تا استعمار به فکر کاهش حضور و مداخله خود در منطقه بیفتد. به عبارت دیگر اسراییل در آینده منطقه جایی ندارد.

-رژیم صهیونیستی بر اساس همین نگرانی با کمک امریکای ترامپ و نیز رژیم های عربی خلیج فارس و در آنها دولت سعودی و دولت بن زاید، کوشید به بهانه عادی سازی روابط، به مرزهای جنوبی ایران نزدیک شود و ضمن تلاش برای تشکیل یک ائتلاف عربی – صهیونیستی به بهانه مقابله با ایران، مجموعه ای از تهدیدات علیه منافع ملی ایران را پیگیری کند. جنگ کشتی ها و نیز اقدامات تروریستی علیه دانشمندان و نیروگاه های هسته ای ایران از جمله این اقدامات است. هرچند برخی معتقدند که این اقدامات علیه ایران در رژیم صهیونیستی مورد اجماع نبوده و این نتانیاهو است که با هدف تقویت جایگاه خود در ساختار قدرت رژیم صهیونیستی، این وارد این فرایند کرده است. اما کارشناسان معتقدند که مجموعه ساختار قدرت در اسرائیل نگران قدرت رو به گسترش هستند و در مورد این اقدامات اجماع دارند.

-پاسخ قاطعانه ایران و همپیمانان به مجموعه فشارها و تهدیدات امریکایی و صهیونیستی مانند افزایش ظرفیت غنی سازی اورانیوم به 60 درصد و نیز مجموعه رزمایش های نظامی و رونمایی از توانمندی های نظامی مانند موشک فرا صوت حاج قاسم و یا موشک کروز ابومهدی، توقیف کشتی کره ای، حملات متقابل به کشتی های تجاری صهیونیستی، نیز انفجار در کارخانه تسلیحاتی و موشکی تامر در فلسطین اشغالی، نشت آمونیاک در حیفا، حمله به پایگاه موساد در اقلیم کردستان عراق و کشته شدن بیش از 10 افسر اطلاعاتی اسرائیل و نهایتا موشک هایی که در منطقه مشهور ترین پایگاه هسته ای اسرائیل در دیمونا فرود آمدند را در شمار واکنش ایران به این تهدیدات محسوب می کنند.

-کارشناسان معتقدند اسرائیل در ضعیف ترین شرایط خود در تاریخ 73 ساله اشغال فلسطین قرار دارد. تاجائی که به شدت نگران وقوع جنگ فراگیر نه با همه حلقه های مقاومت و یا ایران مقتدر، بلکه حتی با غزهِ تنها و یا حزب الله و حتی سوریه درگیر در جنگ تروریستی است. به عبارت دیگر توان بازدارندگی اسرائیل در پایین ترین سطح خود قرار دارد و در چنین شرایطی به نظر می رسد صهیونیست ها دچار هراس شده اند زیرا اگر محور مقاومت تصمیم بگیرد ابتکار عمل در درگیری را به دست بگیرد، این رژیم قادر به تامین منافع خود نخواهد بود. سفر اخیر مسئولان نظامی و امنیتی اسرائیل به امریکا پس حوادث تامر، حیفا و حملات موشکی به نزدیکی دیمونا بر همین اساس انجام شده است. کارشناسان خبر تشکیل یک کمیته مشترک امریکایی – اسرائیلی با هدف بررسی موارد امنیتی در باره ایران را نوعی دلگرمی دادن به اسرائیل توصیف می کنند. این درحالی است که خود امریکا نیز در معادله با ایران تلاش دارد از تشدید تنش ها پرهیز کند و در کنار آن شاهد فرایند تنش زدایی در سطح منطقه و تلاش رژیم های عربی پیشتاز در وابستگی به غرب و صهیونیسم برای حل و فصل مشکلات خود با ایران و همگرایی با آن نیز هستیم.

احمد رضا روح الله زاد:

 

خبرگزاری قدس (قدسنا)

Parameter:484878!model&4354 -LayoutId:4354 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(فارسی)