|
|
کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین
0.0 (0)
[1397/08/26]

ترفند‌های اروپایی؛حقه‌های آمریکایی  

ترفند‌های اروپایی؛حقه‌های آمریکایی

شنبه 26 آبان 1397

امیر‌عبداللهیان در گفت‌ و‌گو با «صبح‌نو» می‌گوید خصلت اروپایی‌ها در مذاکرات زمان خریدن‌، طولانی شدن مذاکرات و دادن وعده‌های زیباست‌، اما آمریکایی‌ها زمانی‌که در مذاکره به خواسته خود برسند، شروع می‌کنند به چپ کردن میز مذاکره!

عصر بارانی چهارشنبه ساعت‌ چهار بعدازظهر وقت مصاحبه داشتیم، با این حال کمی زودتر در محل حاضر شدیم که رأس ساعت مصاحبه آغاز شود. اما حوالی ساعت‌17 به دپارتمان بین‌الملل مجلس شورای اسلامی رسیدیم. بعد از حادثه تروریستی خرداد ماه‌ 96 فضای مجلس بسیار امنیتی شده است و برای ورود و خروج باید از هفت خوان عبور کرد. اما گپ و گفت با دکتر حسین امیر‌عبداللهیان ارزشش را داشت که از چنین مراحلی عبور کنیم. 

کارنامه با ارزشش در صحنه سیاست خارجی ایران از او یک دیپلمات حرفه‌ای ساخته است؛ دیپلماتی که عنوان انقلابی را با خود همراه دارد. ادبیات متفاوت و حتی نوع پذیرایی‌اش از مهمان او را از اهالی بهارستان متمایز کرده است. هرچند که شاید برای مصاحبه با او باید به خیابان 30‌تیر می‌رفتیم، اما... بگذریم.

امیرعبداللهیان امروز دستیار ویژه رییس مجلس شورای اسلامی و مدیرکل امور بین‌الملل مجلس شورای اسلامی است. البته او بیش‌تر جزو چهره‌های شناخته‌شده وزارت امورخارجه است که مواضع صریح و تحرک فعال بین‌المللی و منطقه‌ای؛ او را در بحران‌های عراق و سوریه و تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا برجسته ساخت.
او ترجیح داد در این مصاحبه 80‌دقیقه‌ای خود از تجربیاتش در دو مذاکره با اروپایی‌ها (سال‌های 82 تا 84‌) و آمریکایی‌ها(1386) بگوید؛ مذاکراتی که تجربه‌اش امروز در مواجهه با طرف‌های برجامی ایران غنیمت است. 

او می‌گوید خصلت اروپایی‌ها در مذاکرات زمان خریدن‌، طولانی شدن مذاکرات و دادن وعده‌های زیباست‌، اما آمریکایی‌ها زمانی‌که در مذاکره به خواسته خود برسند، شروع می‌کنند به چپ کردن میز مذاکره!
او البته تأکید دارد نظام خودش را معطل آمریکا و اروپا نخواهد کرد و کشوری که در سخت‌ترین شرایط‌(هشت سال دفاع مقدس) توانست خود را حفظ و اداره کند پیش‌بینی‌هایی راهبردی برای شرایط سخت‌تر با اتکای به داخل دارد.

امیر‌عبداللهیان از تلاش‌های ایران برای ایجاد صلح و ثبات در منطقه هم گفت؛ آنجا که با وجود اختلافات بسیار با سعودی‌ها برای یمن و جلوگیری از ریختن خون مردم بی‌گناه حاضر شد با عربستان برای مذاکره با حوثی‌ها همراهی کند.

دلایل سقوط محمد مرسی، موضوع فلسطین و روند تسلیح کرانه باختری، تماس سری نماینده بن‌سلمان با ایران، جزئیات مذاکره ایران و آمریکا در عراق و عمان از دیگر موضوعاتی است که امیر‌عبداللهیان در مصاحبه با «صبح‌نو» به بیان آن پرداخت. در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید.

**شاهد سفر بی‌سابقه مقامات صهیونیستی به برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به‌خصوص عمان هستیم، با توجه به اینکه عمان درگاه ارتباطی ایران است با کشورهایی که به‌طور رسمی با آن‌ها رابطه نداریم، این سفرها چه پیامدها و پیام‌هایی دارد؟
سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به عمان را می‌توان در دو نگاه بررسی کرد. با شناختی که از سلطان قابوس، پادشاه عمان داریم می‌توان گفت به دور از نگاه خاصی این دیدار صورت گرفته است. اما اینکه پشت پرده این سفر چه بوده است می‌توان اشاره کرد به اینکه با توجه به اخبار و اطلاعات موجود ما، سلطان قابوس به‌دنبال این نبوده است که این سفر برای گام برداشتن به معامله قرن باشد.

اما قطعاً این دیدار به دور از حکمتی است که در سلطان قابوس سراغ داریم چرا که سفر نتانیاهو به عمان، برای این رژیم صهیونیستی یک مشروعیت به‌حساب می‌آید.

اما اینکه این سفر می‌تواند برای عادی‌سازی روابط عربی اسراییلی تأثیر‌گذار باشد، این‌گونه نیست و از این سفر چیزی برای رژیم اسرائیل در نمی‌آید. این رفت‌و‌آمدهای سیاسی تأثیر مهمی در میدان ندارد هر چند فضای رسانه‌ای، یک مانور رسانه‌ای برای صهیونیست‌ها به وجود آورد. این مقاومت و دولت فلسطین است که تصمیم‌گیرنده اصلی موضوع فلسطین هستند.

این نکته را اشاره کنم که عمان دوست دارد نقش میانجیگری را ایفا کند و خود را دروازه گفت‌وگو بنامد. گفت‌و‌گوهای بی‌سرو‌صدا را معمولاً دوست دارند. سیاسیون عمان دوست دارند میانجی باشند اما پشت دوربین و به همین خاطر است که اهل مصاحبه نیستند. برخلاف بنیامین نتانیاهو که به‌دنبال نمایش‌های کودکانه است و نمونه بارز آن را در سخنرانی وی در سازمان ملل و یا دیدارهای اروپایی او می‌بینیم.

**اگر این سفر می‌خواست تأثیر‌گذار باشد نباید پس از ربایش یکی از رهبران حماس در غزه، شاهد شلیک نزدیک به 600‌موشک و راکت به اراضی اشغالی می‌بودیم.
این نشان می‌دهد عادی‌سازی روابط عربی‌- اسرائیلی و اعلام قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل و معامله قرن رویاهای تعبیر نشدنی است که رژیم صهیونیستی به آن دست نمی‌یابد.

در برخی از دیدارهای اروپایی خودم با سیاستمداران آنها تأکید کردم که این ساده‌انگاری است که داماد جوان دونالد ترامپ بخواهد یا بتواند، قدس را به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی حل و فصل کند. سرزمینی که دارای یک زخم 70‌ساله است. شاید این موضوعات روی کاغذ و رسانه عنوان شود و گفتمان‌هایی هم در این باره صورت گیرد، اما در فضای واقعی شلیک 600‌موشک را از غزه به اراضی اشغالی می‌بینیم، این یعنی این‌گونه رویاها برای صهیونیست‌ها تعبیر نشدنی است.

**امروز با توجه به اقدامات آمریکا در انتقال سفارت‌، عادی‌سازی رابطه برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و علنی شدن قراردادهای تجاری و تسلیحاتی عربستان یا امارات با رژیم صهیونیستی شاید این‌طور برداشت شود که دیگر فلسطین اولویت اول مسلمانان نیست.
کشورهایی در جهان عرب در موضوع فلسطین فعالیت می‌کردند که در سطح مردمی هم آن را می‌دیدیم. در این بین عربستان، امارات و بحرین که حاکمان آن‌ها با ساختاری که دارند، این موضوع شاید حساسیت نداشته باشد اما اگر در مورد شمال آفریقا مانند مصر و یا تونس و الجزایر به این مسأله توجه داشته باشیم می‌بینیم که وضعیت متفاوت‌تر از امارات و یا عربستان و بحرین است چرا که مردم این موضوع را از دولت مطالبه می‌کنند.
زمانی که معاون وزارت خارجه بودم، در زمان ریاست‌جمهوری محمد مرسی و یا عبدالفتاح السیسی، هر زمان که نشست مطبوعاتی با خبرنگاران مصری داشتم نکته مهم آن‌ها این بود که آیا ایران مانند گذشته از فلسطین حمایت می‌کند. نگاه ایران و مردم ایران به موضوع فلسطین برایشان مهم بود.

همچنین در اقامتگاه سفیرمان در مصر ضیافت شامی برای سردبیران و نخبگان مصری داشتیم، پرسیدم چرا در مصر به فلسطین حساس هستند، گفتند: چون مردم از ما می‌خواهند. و نکته جالب این نشست این بود که آن‌ها عنوان کردند که اگر از ما بپرسید چرا مرسی سقوط کرد؟ پاسخ می‌دهیم‌ زمانی مرسی سقوط کرد که برای رییس‌جمهوری اسرائیل نامه نوشت. مردم انتظار نداشتند که آقای محمد مرسی این اقدام را انجام دهد. مرسی یک مسلمان اخوانی بود که رییس‌جمهوری شده بود و با نوشتن نامه به رییس‌جمهوری رژیم صهیونیستی کلید مرگ وی آن زمان زده شد. این اظهار نظرها زمانی عنوان شد که آقای مرسی هنوز سرکار بود.

در این ضیافت شام، از «حسنین هیکل» پرسیدم پیش‌بینی شما نسبت به مصر جدیدچیست؟ او پاسخ داد که «با عقل مصری و تجربه سیاسی و روزنامه‌نگاری می‌گویم که مرسی سه ماه دیگر بیشتر دوام نخواهد آورد.» چرایی این موضوع را که از آقای حسنین هیکل پرسیدم، گفت: «آقای مرسی به رییس‌جمهوری صهیونیستی نامه نوشت. من این خطای وی را به این دلیل می دانم که وی سال‌ها در مصر نبود چرا که با افکار عمومی مردم آشنایی نداشت و نمی‌دانست که حس ارتباطی مردم نسبت به موضوع فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی تقویت شده است.» آقای حسنین هیکل همچنین به دیدارهایش با امام خمینی(ره) اشاره کرد و گفت: «بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تازه حمایت از مردم فلسطین شعله‌ورتر شده و انقلاب اسلامی باعث شد تا فاز جدیدی در این باره در مصر ایجاد شود.» البته، سبک مدیریت محمد مرسی هم کمک کرد که زودتر سقوط کند، این را حلقه اول حاکمان دولت مصر عنوان کردند. این را زمانی می‌شنیدیم که قرار بود با حلقه اول حاکمان دولت مصر صحبت کنیم.

اما اگر بخواهیم به این مطلب اشاره کنیم که چرا در امارات و یا بحرین و عربستان موضوع فلسطین کم‌رنگ است و چرا مردم ساکت‌اند باید گفت؛ این کشورها( بحرین و امارات) یک تا دو میلیون جمعیت دارند که اکثر آن‌ها مهاجر و نیروی کار خارجی هستند. بخشی هم ناوگان‌های دریایی آمریکا و انگلیس هستند که در آنجا حضور دارند. هویت ملت‌محوری در این کشورها وجود ندارد. نباید لایه‌های روی آب را دید باید لایه‌های زیرین را هم ببینیم. اگر در بحرین موضوع فلسطین دنبال نمی‌شود به‌دلیل همان خفقانی است که به‌بهانه مبارزه با تروریسم در این کشور دیده می‌شود که از چگونگی مبارزه با تروریسم‌ و نپرداختن به موضوع فلسطین در این کشورها سوء استفاده می‌شود.

**شما درباره فلسطینی صحبت می‌کنید که در دو فضا و محیط باید بررسی شود؛ یک، افکار عمومی و حلقه سیاسی و دوم، حاکمیت و دولتی‌ها. در قشر و لایه حاکمان این ارتباط پنهان و آشکار را می‌بینید اما در سطح مردمی مثلاً در بحرین یا امارات که نام بردیم این موضوع دیده نمی‌شود. امارات یا بحرین یا عربستان نقشی در حمایت از مقاومت نداشتند.
چند ماه قبل از فوت «سعود الفیصل» ملاقاتی با وی در جده داشتم. ملاقاتی که اطلاعات دقیق و کاملی داشتیم که سعودی‌ها در جنگ‌های 22‌روزه و هشت روزه یا 51‌روزه و... به اسرائیل کمک‌هایی کردند‌. اما سخنان سعود الفیصل درباره فلسطین به‌گونه‌ای بود که اگر از نحوه این کمک‌ها باخبر نبودیم فکر می‌کردی که اسماعیل هنیه در مقابلت قرار دارد و با تو صحبت می‌کند. سعودی‌ها کمکی به فلسطین نکردند و تنها در گفت‌وگوهای دیپلماتیک از فلسطین سخن می گویند. همانطور که خودشان هم تأکید می‌کنند دراین باره فقط سخن می‌گویند؛ «مجرد کلام»، یعنی گفت‌وگوی توأم با لبخند. در دو دهه گذشته هیچ حمایت جدی از فلسطین نداشتند. 

شاید درباره موضوع فلسطین تلاشی از سوی جهان عرب مشاهده نکنیم اما در فضای مردمی و همبستگی که با فلسطین وجود دارد از علاقه فضاهای رسانه‌ای، فعالان مدنی و اجتماعی یا سیاسیون و دیپلمات‌های ارشدی را می‌بینیم که در ابعاد مختلفی از فلسطینحمایت می‌کنند؛ از آمریکای لاتین تا لندن و حتی در دل واشنگتن سازمان‌ها و افرادی هستند که از مقاومت حمایت می‌کنند.

در ششمین کنفرانس فلسطین که سال‌95 در تهران و با حضور مقام معظم رهبری برگزار کردیم، تصمیم گرفتیم که از NGO یا سازمان‌های مردم‌نهاد مرتبط با  موضوع  فلسطین  برای شرکت در این اجلاس دعوت کنیم، وقتی در این باره مطالعه کردیم دیدیم 2700‌سازمان مردم‌نهاد در سطوح مختلف در سطح جهان وجود دارد که از فلسطین حمایت می‌کنند. هر چند ما سه درصد از این‌ها را توانستیم دعوت کنیم اما چنین ظرفیتی نشان‌دهنده این است که مقاومت می‌گوید من هستم و این مقاومت است که حرف می زند، به‌رغم اینکه زرادخانه‌های اتمی در دست رژیم صهیونیستی است. 

درباره قدرت مقاومت به خاطره‌ای اشاره کنم؛ آن زمانی که ماهواره امید با موفقیت به فضا پرتاب شد دیداری با یک مقام عالی‌رتبه داشتم که به‌دلیل سفرش به ریاض به تأخیر افتاده بود. وقتی که وی از ریاض برگشته بود همزمان شده بود با پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید به فضا. این مقام در دیدارش با من به این موضوع اشاره کرد که بعد از شنیدن خبر پرتاب ماهواره ایران که در مدار زمین قرار گرفت ما در جلسه ریاض که مقامات ارشد نظامی حضور داشتند وحشت کردیم و عنوان شد که ایران گفته اگر ژنرال‌های آمریکایی ایران را تهدید و یا کوچک‌ترین نگاهی به ایران داشته باشند در کسری از ثانیه همه پایگاه‌های آمریکایی مورد هدف موشک ایران قرار می‌گیرد.

این مقام عالی‌رتبه، ادامه داد: «وحشت و التهاب خاصی درنشست آن روز در ریاض حاکم بود و برای این که استرس آن نشست کاهش یابد گفتم که نترسید اگر نقطه‌زنی موشکی ایران دقیق است پس به کاخ‌ها اصابت نمی‌کند و همان پایگاه‌های نظامی مورد اصابت قرار می‌گیرد.»

شاید این از نظر ما و شما یک لطیفه باشد ولی از نظر نظامی این یک قدرت برای جمهوری اسلامی ایران است. در سالی که آمریکا به عراق حمله و از اقیانوس هند موشک‌های کروز به عراق پرتاب می‌کرد، در مسیر سفارت بعضاً می‌دیدیم که از ده موشک هفت تا انحراف داشته و به هدف اصابت نکرده بود. بهتر است به این نکته اشاره کنم که این توان نظامی و موشکی ما یک نقطه قدرت برتر دفاعی در منطقه است. 

روند تسلیح کرانه باختری به کجا رسیده و در این زمینه چه اقداماتی انجام شده است؟
بر اساس اخباری که از نشست و برخاست با گروه‌های فلسطینی دارم موضوع تسلیح در کرانه باختری یک مسأله جدی است که کارش شروع شده و روز به روز شتاب بیشتری می‌گیرد؛ اما اینکه چه زمانی جهان خواهد دید که آیا کرانه تسلیح شده یا نشده؛ اگر رژیم صهیونیستی خطایی بکند آن وقت آنچه را تحقق پیدا کرده توسط گروه‌های فسطینی برای همه عیان خواهد شد.

گفته می‌شود عمان رابط ایران و یمن بوده و حال با سفر نتانیاهو دسترسی ایران به عمان قطع شده است.

گفتمان انقلاب اسلامی ایران در حوزه‌های فراوان موجب نفوذ شد و یا ایجاد قدرت کرد. طرف‌های خارجی که در برخی کشورها دخالت می‌کنند، ما برای حفظ امنیت ملی و ثبات منطقه از نفوذ خودمان استفاده می‌کنیم. مثلاً در یمن هم مانند باقی کشورها، صاحب نفوذیم و رخدادهای اخیر در عمان ارتباطی به دیدار نتانیاهو از عمان ندارد.
شاید پرسیده شود که چرا حوثی‌ها تحت نفوذ ایران‌اند؟ باید گفت این به نفوذ فرهنگی و معنوی ما به قبل از انقلاب اسلامی بر‌می‌گردد. در ابتدای بحران یمن، سفری به صنعا داشتم. نخستین چیزی که شنیدم این بود که در منطقه‌ای از یمن مسجدی وجود دارد به نام امیر‌المومنین؟ع؟ که دارای روایتی زیبا درباره پیوند ایرانی‌ها و یمنی‌هاست. زمانی که زیدی‌ها در طبرستان، شمال ایران حاکم بودند هر زمان که زیدی‌های یمن تحت فشار بودند از ایران درخواست کمک می‌کردند و ایران کمک می‌کرد. در آن مسجد 34‌ایرانی طبرستانی شهید وجود دارد که در ورودی مسجد دفن شدند و مسجد مقدسی است. مردم در ورودی مسجد اول قبور شهدای ایرانی مدافع زیدی‌ها را زیارت می‌کنند. 
اخیراً سوری‌ها دیداری با من داشتند که از نقش رهبری و ایران درباره سوریه تشکر داشتند. اگر نگاهی هم به سوریه داشته باشیم این موضوع به‌وضوح دیده می‌شود، به گفته رزمندگان سوریه، خون ما و آن‌ها روی زمین سوریه ریخته شده است و ما امروز پیوند خونی با مردم این کشور داریم. در یمن هم همین‌گونه است، پیوندهای فرهنگی یا سیاسی ما با آن‌ها به یک قرن قبل بر می‌گردد. ما در یمن نفوذ داریم و نیازی به حضور فیزیکی ما نیست.
یادم نمی‌رود «عادل الجبیر» وزیر خارجه عربستان تازه بر سرکار آمده بود؛ وزیری که بهتر بود وزیر جنگ می‌شد تا وزیر خارجه، چرا‌که قبل از آنکه پیام دیپلماتیک در واشنگتن بدهد جنگ یمن را اعلام کرد.
به عادل الجبیر گفتم: آقای وزیر؛ یمن راه‌حل نظامی ندارد و اشتباه می‌کنید، گفت‌: اتفاقاً راه حل آن نظامی است و در کمتر از سه هفته حوثی‌ها را در شمال یمن نابود خواهیم کرد. بعد از گذشت 10ماه از جنگ یمن، یک واسط بین‌المللی به من زنگ زد و گفت من حامل پیام مهمی هستم. بعد از کسب نظر مقامات، هماهنگ کردیم و آمد ایران.
محمد بن‌سلمان ولیعهد جوان و تازه‌کار سعودی پیام داده بود‌ که با حوثی‌ها ارتباطی برقرار شود.
 این پیام سعودی و همکاری برای نشست یمن در‌حالی عنوان شده بود که روابط دیپلماتیک ریاض و تهران قطع شده بود و بحث حادثه منا و شهادت حجاج و سهل‌انگاری فراوان و همچنین شیطنت‌های بن‌سلمان و عادل الجبیر که اتهاماتی را به ایران وارد کرده بودند، پیش آمده بود. اما برای توقف جنگ و کمک به مردم یمن در کمتر از چند ساعت نظر مقامات کشور را گرفتیم تا این اتفاق روی دهد.
سعودی‌ها عنوان کرده بودند که می‌خواهند این دیدار سری باشد و طرف مقابل هم تضمین دهد که این موضوع سری باقی بماند. البته کمکی که ما به بن‌سلمان در این باره کردیم زودتر از کمک ما به یمن بود. برای عبدالملک حوثی سخت بود که این ملاقات بخواهد انجام بگیرد.
یک سرلشکر سعودی و یک مقام نزدیک به عبدالملک حوثی درست زمانی که 10ماه از حملات ائتلاف سعودی به یمن گذشته بود در مرز مشترک عربستان و یمن با هم دیدار کردند.
سه روز بعد اما این خبر درز کرد و سعودی‌ها بیانیه دادند که گفت‌وگویی با حوثی‌ها نداشتیم ولی با برخی از عشایر مرزی و برای کمک به مرزهای عربستان گفت‌وگو کردیم. در‌حالی‌که این دروغ است و دیدارشان با حوثی‌ها بوده است.
هر چند سعودی‌ها به توافقات خودشان پایبند نبودند اما این دیدار یک پایه‌ای برای گفت‌وگوها در مسقط و کویت شد.
جمهوری اسلامی ایران برای برقراری صلح و ثبات در منطقه با بدترین حاکمیت سعودی همکاری کرد تا مانع جنگ خانمان‌سوز یمن شود. در بدترین شرایط با بدترین آدم و برای جلوگیری از کشته‌شدن زنان و کودکان یمن حاضر به همکاری شدیم.
اتفاق جدیدی که افتاده بخشی از پازل مثلث روانی است که اسرائیل، عربستان و امارات دنبال می‌کنند که بگویند صلح می‌کنیم و از این رو عملیات سنگینی در الحدیده یمن شروع کردند؛ بندری که صلیب سرخ و نهادهای بین‌المللی از آنجا کمک‌های انسان‌دوستانه خود را به مردم یمن می‌رسانند.
اکنون هم غربی‌ها و هم عربستان سعودی به این نتیجه رسیدند که مسیر جنگ دستاوردی ندارد و راه حل آن سیاسی است. افتضاح بزرگی برای آمریکا و عربستان در یمن صورت گرفته است. با این همه هزینه‌ای که کردند قرار بود حوثی‌ها در سه هفته نابود شوند ولی اکنون نزدیک به چهار سال است که نه‌تنها حوثی‌ها را شکست ندادند بلکه صنعا هم در اختیار حوثی‌هاست.
بزرگ‌ترین طراحان نظامی غرب و ائتلاف سعودی عملیات‌هایی طراحی کردند که شاید صنعا را از دست انصار‌الله خارج کنند ولی نتوانستند. اکنون شدت جنگ را در الحدیده افزایش دادند تا دست‌شان در مذاکراتی که اگر داشتند پیش باشد ولی با این حال هم به نتیجه نمی‌رسند.

به کشور خودمان برگردیم. امروز بدعهدی آمریکا، خروجش از برجام، تصمیم اروپایی‌ها برای ادامه برجام، بازگشت تحریم‌ها و ... از مهم‌ترین اخبار سیاست خارجی ایران است. شما در گذشته تجربه دو مذاکره با آمریکایی‌ها داشته‌اید؛ مذاکرات عمان و مذاکرات عراق. درباره مذاکرات عمان بگویید. در عمان چه تفاهم و توافقی صورت گرفت که منجر به مذاکرات رسمی میان ایران و آمریکا شد.
در کتاب دکتر صالحی مطالب و خاطرات به صورت دقیق بیان شده است. آقای خاجی معاون اروپا آمریکا بود و من معاون آفریقایی عربی و آقای تخت‌روانچی معاون اقیانوسیه. اتفاقی که افتاد این بود که عمانی‌ها واسطه‌ای بین آمریکا و ایران بودند. موضوع هسته‌ای بود و ایران هم شرط خاصی گذاشته بود که غنی‌سازی را باید بپذیرند و اگر پذیرفتند بررسی کنیم نه اینکه مذاکره کنیم. آقای اوباما شخصاً در دو مرحله پیام‌هایی داد و برای مقام معظم رهبری هم پیامی فرستاد.
پس از اینکه مشخص شد آمریکا جدی است گفت‌وگو ها در شکل مشخصی انجام شد. تیم ما با دکتر صالحی، من، خاجی، عراقچی و کمالوندی در بخش وزارت خارجه کار را دنبال می‌کردیم تا زمانی‌که وارد مرحله گفت‌وگوی اولیه شدیم. در مسقط به ریاست آقای خاجی که آخرین سفیر ما در چین بود کار انجام شد و بعد دکتر ظریف این روند را ادامه داد.

به توافق خاصی در مذاکرات عمان رسیدید که مذاکرات رسمی آغاز شد؟
مذاکرات قبل از اینکه آقای روحانی رییس جمهوری شوند کلید خورد و آقای صالحی تمام جزئیات را در این کتاب و سطوح بیان کرد. آقای دکتر احمدی‌نژاد حمایت نمی‌کرد ا‌ز این مذاکره و معتقد بود که صالحی نمی‌تواند این مسأله را ادامه دهد و به صالحی توصیه می‌کرد که زیاد وارد این مسأله نشود.
زمانی‌که روحانی روی کار آمد دستور کار مذاکرات آرام آرام داشت مشخص می‌شد و پس از آن مذاکرات با تیم جدید دنبال شد.

از دو تجربه مذاکرات خود بفرمایید؛ مذاکرات عراق و مذاکره با اروپایی‌ها که در دهه‌80 صورت گرفت.
مذاکرات با اروپایی‌ها بین سال‌های 82 تا 84 در زمان آقای خاتمی برایم یک تجربه بود. غنی‌سازی اورانیوم متوقف و تعلیق شده بود و طرفین به این نتیجه رسیده بودند که حالا کمیته‌هایی تعیین شود‌. در چارچوب آن کمیته‌ها بحث‌های فنی صورت گیرد تا خروجی مشخص گردد. بنابراین کمیته هسته‌ای و اقتصادی شکل گرفت و اروپا هم خواستار تشکیل کمیته امنیتی‌-‌سیاسی شد که نمایندگان انگلیس، فرانسه و آلمان به‌علاوه نماینده اتحادیه اروپا در این مذاکرات 
حضور داشت.
قرار شد که کمیته اقتصادی هم به درخواست ما شکل گیرد و تحریم‌ها برداشته شود. اروپایی‌ها یک کمیته سیاسی- امنیتی تشکیل دادند و تشکیل این کمیته به حوزه نگرانی‌های آن‌ها بر‌می‌گشت. این مذاکرات هر سه هفته یک بار در ژنو برگزار می‌شد. این را تا اینجا داشته باشید تا به تفاوت خروجی گفت‌وگوها با اروپا و آمریکا اشاره کنم.
در مذاکرات عراق به در‌خواست رهبران و دوستان عراقی ما و همچنین با تأیید رهبری یک تیم برای مذاکره با آمریکا در نظر گرفته شد اما مهم‌ترین شرط حضرت آقا این بود که مذاکره سه جانبه باشد‌ (ایران، عراق و آمریکا).
مذاکره‌کننده ارشد ما آقای حسن قمی، سفیر وقت بود و نماینده عراق هم آقای مالکی بود. نماینده آمریکا هم آقای کراکر بود. دو دور مذاکره سه‌جانبه که کمتر از 40‌روز انجام شد. آمریکایی‌ها پس از این دو مذاکره، ابراز نارضایتی کردند و گفتند که باید ملموس مذاکره کنیم.
من در کمیته امنیتی بودم و از طرف آمریکا خانمی با اسم «ریس» مسوول کمیته امنیتی آنها بود. می‌خواهم اینجا تجربه خودم را از این دو مذاکره مقایسه کنم که شاید به درد مخاطبان شما بخورد که در فضای کنونی که در حوزه برجام با اروپایی‌ها داریم کار را دنبال می‌کنیم و با رفتار آمریکایی‌ها مواجه شدیم چه فرآیندهایی ممکن است اتفاق بیفتد.
مقام معظم رهبری سه توصیه به ما کرده بودند: 1- مستدل حرف بزنید 2- حتماً در هر اقدامی رفتارتان تابع منطق باشد 3-مراقب باشید برای عراق دارید مذاکره می‌کنید مبادا آمریکا، عراق را از جلسه بیرون بیندازد.
بعد در ادامه مذاکره شاهد بازی آمریکایی‌ها در این نشست‌ها بودیم. چند دقیقه از نشست نگذشته بود که هر کدام از اعضای هیأت آمریکایی به دنبال یکی از ما آمدند و عنوان کردند اگر موافق باشید عراق از دور مذاکرات بیرون برود و نیازی به عراق نیست. ما هم عنوان کردیم که نمی‌پذیریم چرا که صاحبان عراق و نمایندگان واقعی عراق این افرادی هستند که در این مذاکره حضور یافتند و باید باشند. آن زمان آقای لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی بودند و سردار سلیمانی هم فرمانده قدس و این دو نقش اساسی دراین باره داشتند.
مذاکرات ما و آمریکایی‌ها بر سر موضوع عراق و منطقی و استدلالی سخن گفتن ما موجب شد تا آمریکایی‌ها کم آوردند‌ و زمانی که دیدند نمی‌توانند کلاه بگذارند، میز را چپ کردند.
دوستان عراقی ما در آن مذاکرات عنوان کردند که مذاکره کردن با کشورهای مدعی را به‌خوبی یاد گرفتیم که جمهوری اسلامی ایران این توانایی را به‌خوبی نشان داد. در برجام هم دیدیم که آمریکایی‌ها هنوز جوهر امضای قرارداد روی میز خشک نشده بود، پایه‌های میز را یکی یکی لق کردند. از همان زمان ترامپ هم کلاً برجام را کنار زد. آمریکایی‌ها می‌خواستند در این مذاکرات به گروه‌هایی که مخالف اشغالگری هستند برچسب تروریست بزنند و حذف‌شان کنند.

چرا آمریکایی‌ها در آن زمان دیپلمات‌های ما را در اربیل ربودند؟
روی جزئیات آن مقطع اشراف ندارم ولی هر کاری توانستد انجام دادند که بگویند قدرت داریم.
در مذاکره عراق، برای ما مشخص شد که اگر به آن‌ها می‌گفتیم چشم، مذاکره موفق بود، ولی چون به خواسته‌های ناحق نرسیدند میز مذاکره را چپ کردند. درست مانند رفتاری که امروزه پمپئو، وزیر خارجه آمریکا دارد، همان زمان هم دیگر آمریکایی‌ها در عراق داشتند. ولی جرأت نداشتند با ایران اینطور برخوردی کنند. یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها دوست نداشتند عراقی‌ها در میز مذاکره باشند همین هیمنه پوشالی آن‌ها بود که در نشست سه‌جانبه فروریخت. هیمنه‌ای که با 170هزار نیرو و حاکم کردن ژنرال‌های‌شان در وزارتخانه‌های عراقی به‌دست آورده بودند و با حرف‌های منطقی و مستدل ما تحقیر شدند.

خواسته آمریکایی‌ها درنشست عراق چه بود؟
آمریکایی‌ها می‌خواستند به‌طور مشخص به جریانات و گروه‌های عراقی و مخالف اشغالگری برچسب تروریست بزنند و آنها را حذف کنند.

می‌توانید در این زمینه مصداق بگویید و یکی از موضوعات مورد بحث با طرف آمریکایی را بیان کنید؟
وقتی با آمریکایی‌ها در عراق مذاکره داشتیم عنوان کردیم که الآن رسیدم به مصادیق، به نظر شما تروریست کیست؟ گروه‌های باقی‌مانده صدام، منافقین، یا القاعده که آدم‌ها را می‌کشتند از نظر ما تروریست بودند. چرا رفتید سراغ گروه شیعه «مقتدی صدر» و آن را تروریست می‌خوانید. اگرتعریفی منطقی از تروریست دارید باید شامل القاعده و منافقین هم باشد. ولی آمریکایی‌ها تأکید می‌کردند که نگرانی ما مقتدی صدر است و باید حذف شود، ولی این گروه از نظر ایران یک جریان اصیل عراقی بود که به سابقه عراقی‌ها بر می‌گشت.

صبح نو (ترفند‌های اروپایی حقه‌های آمریکایی)

شاید برخی تفکرات صدر را قبول نداشتیم، ولی از نظر ایران مقتدی صدر و گروهش تروریست نبودند، اما مطالبه آمریکایی‌ها در این نشست این بود که گروه صدر تروریست است. این نحوه مذاکره غیر منطقی آمریکایی‌ها با ما بود.
زمانی که آمریکایی‌ها استدلال و منطق ما را دیدند، رییس و معاون کمیته آمریکایی با هم به اختلاف افتادند و عنوان کردند که ما هیچ منبعی از کاخ سفید نداریم که گروه‌های دیگر را تروریست بنامیم. از نظر آنها القاعده که منبع تروریست است خوب بود ولی مقتدی صدر را تروریست می‌نامیدند. اما برگردیم به تجربه مذاکره با اروپا. در ادامه به این موضوع اشاره کنم مذاکره ما با اروپایی‌ها که در کمیته سیاسی- امنیتی مذاکرات حضور داشتم هر سه هفته یک بار برگزار می‌شد و باید به ژنو می‌رفتیم و مذاکرات در سفارتخانه‌های اروپایی برگزار می‌شد. مکانیزم کمیته‌های اقتصادی و هسته‌ای در آن مذاکرات روشن بود و در سطح یک تا دو جلسه به نتیجه می‌رسید اما در مذاکرات کمیته سیاسی- امنیتی آن‌ها می‌خواستند که طولانی‌تر شود و رسیدن به نتیجه هم برای‌شان مهم نبود چراکه این موضوع به نفع اروپا بود و موجب ادامه روند تعلیق غنی‌سازی می‌شد. کلاً هنر اروپایی‌ها در کش‌دادن و طولانی کردن روند مذاکرات یا گفت‌وگو ست. هنر آن‌ها در دادن وعده‌های قشنگ است. بعد از دو جلسه دیدیم مدیر کل راهبردی وزارت خارجه فرانسه به مذاکرات اضافه شد.
مشخصه آن‌ها این بود که سه ساعت حرف بزنند اما نتیجه‌ای حاصل نشود. دکتر تخت‌روانچی در آن زمان مسوول ما بود و طرف ایرانی به این گونه گفت‌وگو‌ها اعتراض کرد. ما به آن‌ها می‌گفتیم که ما دیپلماتیم و برای منافع کشورمان کار می‌کنیم و باید همه چیز روشن شود. موضوع غنی‌سازی روشن است و باید سطح تعلیق مشخص شود ولی آنها به‌رغم اینکه در کمیته‌های هسته‌ای و اقتصادی به نتیجه رسیده بودیم در کمیته سیاسی- امنیتی کار را معطل می‌کردند و می‌گفتند که هر سه کمیته باید با یک سرعت ادامه یابد.
اکنون با دهه هشتاد متفاوت است، اگر با نگاه خوشبینی بخواهیم به موضوع نگاه کنیم باید به اروپا فرصت داد و اگر با نگاه واقع‌بینانه موضوع را ببینم باید دید که ظرفیت آن‌ها چقدر است و چقدر می‌شود از اروپا انتظار داشت. باید دید آیا موضوع اتحادیه اروپا ایران است یا خودشان و اگر ایران است که باید به کارشان سرعت بدهند.
شما ببینید دوستان فرانسوی ما با یک پرونده‌سازی جعلی منافقین، دیپلمات ما را در سه کشور خارجی چرخاندند و در یکی از این کشورها وزیرخارجه آن‌ها مصاحبه و اعلام کردند که تمام حساب‌های وزارت اطلاعات ایران در این کشورها بسته می‌شود. اصلاً وزارت اطلاعات ما در آن کشور حسابی ندارد که آنها بخواهند ببندند. آن‌ها حتی صبر نکردند دادگاه آن‌ها درباره دیپلمات ما رأی صادرکند و با سرعت تصمیم گرفتند و من به فرانسوی‌ها گفتم پس اگر می‌توانند به این سرعت تصمیم بگیرند لطفاً درباره برجام هم با سرعت تصمیم بگیرید. اینکه آیا اروپا اراده و توان را دارد که تحریم‌ها برداشته شود جزو بحث‌های چالش‌برانگیز است .
خانم موگرینی به‌عنوان نماینده عالی سیاست اتحادیه اروپا حرف‌های خوبی می‌زند و تلاش هم می‌کند اما آیا همه اتحادیه اروپا، موگرینی است. در سطح رسانه‌ای و سیاسی ما را به ماندن در برجام تشویق می‌کنند اما در عرصه اقتصادی کاری که قابل توجه باشد انجام نمی‌گیرد و فعلاً وعده داده می‌شود.
اما باید یک فرصت محدود دیگر به اروپا داد تا مشخص شود که آیا اروپا اراده جدی دارد و نمی‌تواند یا اینکه اراده جدی هم در این زمینه ندارد.
اینکه اروپا به‌لحاظ سیاسی در کنار ماست مثبت است اما این حمایت سیاسی را باید نقد کنیم و تبدیل کنیم به خروجی ملموس اقتصادی اما برای این خروجی نمی‌توانیم ماه‌ها منتظر بمانیم.
باید یک خط قرمز و ضرب‌الاجل مشخص برای اروپایی‌ها مشخص کرد.  در این ضرب‌الاجل اگر اروپا نتواند وعده‌هایش را عملی کند تهران هم دست بسته نیست.

آیا نباید این ضرب‌الاجل و این خط قرمز و یا هشدار از سوی دستگاه دیپلماسی به غرب گفته شود؟
این‌ها در مذاکرات رسمی اعلام می‌شود اما اینکه بخواهد رسانه‌ای شود شاید لزومی نداشته باشد‌. برای اینکه طرف شما را در مذاکره نگه دارد هر مرحله یک برگ و یک چراغ سبزی را نشان می‌دهد که نمی‌توان از آن صرف‌نظر کرد و باید یک فرصتی داد.
برای رسیدن به یک تصمیم و اظهارنظر در حوزه دیپلماسی رسانه‌، علمی و آکادمیک خیلی خوب است اما آن‌که این کشتی را در مرحله اجرا هدایت می‌کند دولت و دستگاه دیپلماسی است که کند و تند شدن آنها متناسب با شرایط و زمان است.
خصلت همه پارلمان‌ها و فضای پارلمان‌ها متفاوت است و زیبایی آن به دیدگاه‌های معارض است که وجود دارد. اما نهایتاً برآیند حرکت پارلمان و دیپلماسی کشور، آن زمان که نظام بخواهد تصمیم بگیرد، تبدیل می‌شود به یک تصمیم قاطع.

روزنامه صبح نو | شماره: 594 | تاریخ: 1397/8/26

منبع: روزنامه صبح نو؛ 1397.8.26

صبح نو (صفحه 1)

صبح نو (صفحه 4)

صبح نو (صفحه 5)

صبح نو (صفحه 10)خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

منبع:
Parameter:360907!model&4354 -LayoutId:4354 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(فارسی)