|
|
کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین
0.0 (0)
[1/9/2019]

راست‌های اروپایی برای رژیم صهیونیستی بحران می‌شوند  

راست‌های اروپایی برای رژیم صهیونیستی بحران می‌شوند

چهارشنبه 19 دی 1397

تهران- ایرنا- سیدعلیرضا موسوی، فارغ‌التحصیل دکتری علوم سیاسی از دانشگاه فردریش شیلر آلمان در گفت وگو با «فرهیختگان» می گوید: توافق‌های پشت پرده رژیم صهیونیستی با دست راستی‌ها عمدتا کوتاه‌مدت است و فردی که دوراندیش باشد می‌داند که این مقدمه یک بحران هم در رژیم صهیونیستی و هم در بلوک غرب با قدرت‌گیری راست جدید است.

دیپلماسی روسیه و رژیم صهیونیستی در اروپا بیش از دیگران فعال است. مسکو و تل‌آویو، بوی تغییرات را در اروپای شرقی و احتمال اثرگذاری آن در اروپای غربی را استشام کرده‌اند و بر همین اساس به دنبال یافتن راهی برای تعامل با رهبران اروپای جدید یا همان «راست‌های جدید» هستند؛ اروپایی که در آن «ملیت» بر «جهانی‌سازی» غلبه دارد و به جای «دموکراسی» مردمش برای «اقتدار» هورا می‌کشند. روس‌ها می‌خواهند نگاه اروپا به خود را تغییر دهند اما صهیونیست‌ها به دنبال چه هستند؟ به نظر می‌رسد آنها دهه‌های رویایی را با اروپا پشت سر گذاشته‌اند و تغییرات اروپا خیلی به نفع‌شان نخواهد بود. اما با این حال نمی‌خواهند از قافله عقب بیفتند و زمانی چشم‌شان را باز کنند که دولت‌های دست راستی مخالف یهودی ها بر سر کار آمده باشند.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در اروپای شرقی توانسته با رهبران دست راستی مجارستان و لهستان به توافقاتی دست پیدا کند تا آنها امنیت تل‌آویو را امنیت بوداپست و ورشو بدانند. نگاه راست‌ها به رژیم صهیونیستی متفاوت از نگاه رهبران فعلی و پیشین اروپاست. اروپای شرقی در گام اول صراحتا عنوان کرده که در هولوکاست که ادعا می‌شود در جریان جنگ جهانی دوم باعث کشتار یهودیان شده، هیچ نقشی نداشته و حتی در لهستان برای این موضوع پارلمان قانون تصویب کرده است.

در این بخش اروپا هیچ تمایلی برای ماندن یهودیان در لهستان و مجارستان وجود ندارد و رهبران این دو کشور بر همین اساس از رژیمصهیونیستی حمایت می‌کنند تا آنها هم به رژیم صهیونیستی سفر کنند و پرونده اقلیت یهودی در این کشور بسته شود. 

دکتر سیدعلیرضا موسوی، فارغ‌التحصیل دکتری علوم سیاسی از دانشگاه فردریش شیلر آلمان می‌گوید در اروپای شرقی یک جور «انقلاب فرهنگی» در حال اتفاق افتادن است. او معتقد است توافق‌های پشت پرده رژیم صهیونیستی با دست راستی‌ها عمدتا کوتاه‌مدت است و فردی که دوراندیش باشد می‌داند که این مقدمه یک بحران هم در رژیم صهیونیستی و هم در بلوک غرب با قدرت‌گیری راست جدید است. متن این گفت‌ و‌گو به شرح زیر است.

سال 2017 بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سخنانی خطاب به کشورهای اروپایی گفته بود: «هیچ‌کس به اندازه اروپا برای ما شرط نمی‌گذارد. نه چین، نه هند و نه روسیه.» بر اساس این حرف می‌توان به این نتیجه رسید که جناح سنتی اروپا به ویژگی بی‌ثبات‌سازی تل‌آویو برای اروپا پی برده یا این فقط دیدگاه ماست که می‌گوییم رژیم صهیونیستی منطقه را بی‌ثبات می‌کند.

**دیدگاهی می‌گوید حتی اوباما پی برده بود رژیم صهیونیستی در بی‌ثباتی آمریکا و اروپا نقش دارد. در میان دموکرات‌ها گروهی به این نتیجه رسیده‌اند که رژیم صهیونیستی در حال بحران‌سازی است و دموکراسی دست‌ساز غربی‌ها «بحران‌ساز» شده است. همین مساله باعث شده لابی رژیم صهیونیستی فعال شود و راه را برای آدمی مثل ترامپ باز کند. چه کسی فکر می‌کرد او وارد سیاست شود؟
منافع رژیم صهیونیستی برای همه اینها در اولویت است؛ هم برای مرکل و مکرون و هم برای راست‌هایی چون سالوینی در ایتالیا و اوربان در مجارستان. منتها ادبیات، زبان و نگاه‌شان متفاوت است. ممکن است در مورد به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخترژیم صهیونیستی، جریان اصلی حاکم بر اروپا (مین‌استریم) بگوید با شروط این اتفاق بیفتد، ولی دست راستی‌ها می‌گویند الا و بلا بیت‌المقدس پایتخت رژیم صهیونیستی است. روی اینها می‌شود بحث کرد. از همین رو درباره «معامله قرن» که به دنبال انتقال فلسطینیان از کرانه باختری به غزه و صحرای سیناست، اختلافاتی است.

منظور من صفر و صدی نیست. منظورم این است که جریان مین‌استریم اروپا از رژیم صهیونیستی بخواهد آرام‌تر باشد و رفتارهای بی‌ثبات‌کننده‌اش را ترک کند. مثلا در سوریه که سیل مهاجرت به اروپا از آنجا آغاز شد، حمایت‌های تل‌آویو از تروریست‌ها بی‌تاثیر نبود.
اروپاییان این را نمی‌پذیرند. خانم مرکل به خاطر امنیت رژیم صهیونیستی حاضر به پذیرش مهاجران سوری شد. البته رژیم صهیونیستی یک جامعه متکثر است، احزاب سیاسی متفاوتی دارد و شکاف‌های سیاسی هم در آن خیلی زیاد است. با این حال من اعتقاد دارم دو روی سکه اینها هستند. الان اتفاقاتی بر سر قضیه رژیم صهیونیستی در حال رخ دادن است. این اتفاقات چیست؟ راست جدید در اروپا یک‌سری توافق و معامله با رژیم صهیونیستی کرده است. مثلا دولت لهستان این بحث جدید را مطرح کرد که کشورهای اروپای شرقی هیچ نقشی در هولوکاست نداشت و این جنایت کار نازی‌ها و آلمانی‌ها بود.

بر همین اساس در پارلمان لهستان در فوریه 2018 قانون هولوکاست تصویب شد تا بگویند ما نقشی در این جنایت نداشتیم و این آلمان‌ها بودند که اتاق‌های گاز و مراکز کار اجباری را ایجاد کردند. آنها می‌خواهند این تفکر کلاسیک مجرم بودن تمام اروپا در قضیه هولوکاست را از موزه‌هایشان بزدایند. در رژیم صهیونیستی این مصوبه باعث اعتراض شد ولی درنهایت نتانیاهو با لهستانی‌ها به توافق رسید و همه چیز به ضرر آلمانی‌ها شد. 

اوربان هم به این توافق رسیده است؛ یعنی نتانیاهو با دست راستی‌ها توافق می‌کند که رژیم صهیونیستی را به‌عنوان متحد استراتژیک بپذیرند و از آن طرف اروپای شرقی‌ها زیر بار داستان هولوکاست نرود. چند روز پیش در فیسبوک آقای سالوینی دیدم که در مرزهای رژیمصهیونیستی و لبنان عکس یادگاری انداخته و نوشته بود ما داریم از مرزهای رژیم صهیونیستی دفاع می‌کنیم! تعجب کردم از این حرف. اگر این آدم نخست‌وزیر ایتالیا شود، دیگر نمی‌توانیم با چنین ادبیاتی مذاکره کنیم. این آدم در پشت پرده به توافق با رژیم صهیونیستی رسیده است. پشت این داستان یک فلسفه است.

**کلیت بحث این است که یهودی از نگاه دست راستی‌های جدید باید صهیونیست باشد. حال همین اوربان متهم به یهودستیزی در کشورش، رابطه خوبی با رژیم صهیونیستی دارد. این یعنی چه؟ یعنی باید شرایطی فراهم شود تا یهودی‌های باقی مانده در مجارستان و لهستان به رژیم صهیونیستی بروند تا این دو کشور، با بحران اقلیت‌های فرهنگی مواجه نشوند. می‌گویند مرزهای رژیم صهیونیستی باید حفظ شود. اروپای شرقی از طریق ممانعت از مهاجرت، جلوی مسلمانان را می‌گیرد و با توافق با نتانیاهو، یهودی‌ها را به رژیمصهیونیستی می‌فرستد.

نگاه صهیونیستی اینها آشکارا یهودستیزانه است. نتانیاهو سال‌ها قبل اعلام کرده بود که هیتلر عامل کشتار یهودیان نبوده بلکه مسئول یک مفتی اعظم فلسطین یعنی محمد امین الحسینی بود که با هیتلر ملاقات کرده و مدتی در برلین ساکن بوده و او را ترغیب به کشتار کرده است! نتانیاهو تاریخ را به‌گونه‌ای تحریف می‌کند که راست‌های جدید هم بگویند این همفکران ما این کاره نبودند و مسلمانان در این مساله نقش داشتند. ببینید تا کجا تاریخ تحریف می‌شود؟!
رهبران مین‌استریم اروپا افراطی بودن این جریانات را می‌بیند. قطعا کاری را که سالوینی انجام داده خانم مرکل نمی‌کند. آنها ترس دارندرژیم صهیونیستی به سمتی برود که نتوانند آن را به‌عنوان الگوی حقوق بشری معرفی کنند.

اگر جریان‌های اصلی می‌گفتند رژیم صهیونیستی تنها دموکراسی در منطقه است و به بهانه دفاع از حقوق بشر و یهودیت از آن دفاع می‌کردند، الان راست‌ها می‌گویند رژیم صهیونیستی دولت ملی است و می‌خواهد هویتش را حفظ کند. همین‌طور ما آلمانی‌ها تلاش می‌کنیم هویت مسیحی خودمان را حفظ کنیم و خیلی هم خوش‌مان نمی‌آید یهودیان اینجا باشند. پس بهتر است از رژیم صهیونیستی حمایت کنیم که آنها به وطن‌شان بازگردند. 

این تفکر دائم در حال تکرار شدن است. همه اینها به معنای تولد یک ایدئولوژی جدید در غرب برای حمایت از صهیونیسم در منطقه غرب آسیاست و ما نسبت به آن آگاهی کمی داریم. اما اینجا همه‌چیز روی سر آلمان‌ها خراب شده است. لهستانی‌ها عقب کشیده‌ و گفته‌اند ما نقشی در هولوکاست نداشتیم. مجارستانی هم همین‌جور. 

چند هفته پیش در یک روزنامه سوئیسی به نام «نویه» سوریشه سایتونگ گزارشی نوشته بود که کروات‌ها چگونه در کشتار یهودیان نقش داشتند. چند روز بعد دیدم سفیر کرواسی در سوئیس مقاله‌ای به‌عنوان میهمان در همین روزنامه نوشت که بگوید این از اساس کذب است و این کشتار را آلمان‌ها انجام داده‌اند، یعنی اصلا همه چیز را انکار می‌کنند. این تحول جدید است. اروپای شرقی نمی‌خواهد زیر بار داستان هولوکاست برود.

**در اروپای شرقی یک جور «انقلاب فرهنگی» در حال اتفاق است. می‌گویند مقصر هولوکاست شما (اروپای غربی) بودید و به اروپای شرقی هیچ‌ربطی ندارد. از آن‌طرف هم افرادی مثل نتانیاهو این را پذیرفته‌اند. همین باعث مخالفت چپ‌ها در رژیم صهیونیستی با نتانیاهو شده است. آنها می‌گویند راست‌های جدید کاملا با یهودی‌ها مشکل دارند، چگونه نخست‌وزیر با آنها معامله می‌کند؟ اوربان، سوروس را به‌عنوان مافیای «جامعه باز» اخراج کرد زیرا راست‌ها به‌شدت با او مخالفند. از یکسو سوروس را اخراج می‌کنند و در مجارستان پلاکاردهای یهودستیزانه پخش می‌شود ولی از آن‌سو با رژیم صهیونیستی یا بهتر بگوییم با نتانیاهو معامله می‌کنند. یک بخشی از بدنه جامعه رژیم صهیونیستی می‌گوید این کار نتانیاهو دفاع از یک یهودستیز است. این نشان می‌دهد در اروپای شرقی و بخشی از اروپای غربی که راست‌های جدید در آن به قدرت رسیده‌اند، تحولاتی در حال رخ دادن است.


**مساله مهم اما این است که این تحول جدید به کجا منتهی می‌شود؟ اگر قرار باشد دولت‌های ملی در اروپا شکل بگیرند و بروکسل سقوط کند، آیا اصلا در سال‌های آینده برای مجارستان مهم خواهد بود در رژیم صهیونیستی چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اصلا چنین نخواهد بود. از همین رو این توافقات میان صهیونیست‌ها و دست راستی‌ها عمدتا توافقات کوتاه‌مدت است و فردی که دوراندیش باشد می‌داند این مقدمه یک بحران هم در رژیم صهیونیستی و هم در بلوک غرب با قدرت‌گیری راست جدید است. البته در راست‌ها، جریان‌هایی مخالف رژیم صهیونیستی هم وجود دارد ولی جرات بیان آن را ندارند. شما در اروپا می‌توانید به اسلام توهین کنید و فحش بدهید ولی صحبت کردن درباره رژیم صهیونیستی جرم است. از ترس دادگاه، جرات نمی‌کنند. با اینکه گروه‌های مخالف رژیمصهیونیستی در راست‌ها هستند ولی باید واقعیت را بپذیریم که شاکله اصلی این جریان‌ها همراه با رژیم صهیونیستی هستند. راست‌ها این توهم را دارند که اگر رژیم صهیونیستی باثبات باشد، مسلمانان و اعراب به اروپا مهاجرت نمی‌کنند.

این در صورتی است که این اتفاق (مهاجرت‌ میلیونی) به اروپا بر سر امنیت رژیم صهیونیستی در حال رخ دادن است. یک نمونه‌اش ماجرای سوریه است. اینها به دنبال سقوط دولت اسد بودند و این اتفاقات باعث شروع جنگ داخلی در سوریه شده و سیل مهاجران راهی اروپا شد. اما نهایتا راست جدید به نظر من روی دیگر سکه جریان‌های حقوق بشری است، باز هم می‌خواهد غرب را حفظ کند اما غرب در شکل و شمایل جدید.

 

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

Parameter:381655!model&4354 -LayoutId:4354 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار